سراب

شده ام پر هیجان

احساسش نمینامم

احساس چیز عجیبیست 

و چه ملیح سلام میکند از دور 

بودنش شده است سراب 

وچه سراب نزدیکی 

وچه گوارا آبی بود.

امانیمه ی پر لیوان من

 سراب راکدی شده است 

مفاهیم  آموخته ام در آزمایشگاه احساس 

دود شده اند به روی چراغ الکلی

همه جا تاریک است 

آب گوارای پیش روی من کو پس ؟

میگویند صبح نزیک است 

وتنها امید من جرعه ای آب 

در سحرگاهان بی تردید است .

 

 

/ 5 نظر / 17 بازدید
علی

یکیو میشناسم که الان دقیقا همین طوریه... چه حال عحیبیه!

علی

اون ادمیو که میشناسید منم میشناسم؟

shiba

آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند . . .