سکوتی که شکست . (به لطف یک دوست عزیز)

باران امد در یاغچیان واینجا خشکسالیست

همه گمگشته چشمهایم  بی حسیست .

برهان اشک من نوازش دستان تو بود 

اشکهایم نتیجه آرامی مشتری بودن تو بود .

/ 8 نظر / 76 بازدید
چوپان

سلام. ممنون که تشریف آورده بودید. دیر شد و منو ببخشید. انشالله از دوستی و هم نشینی هم لذت ببریم.

علی

چه متن خوبی و چه عکس های بهتری. باران می اید اما همه جا خشکسالیست من میرم این جملرو مو شکافی کنم.

باران

سلام رعنا جان ممنون که به وبم اومدی, چه متن زیبایی خوشحال میشم بازم ببینمت [ماچ]

امیر

لایک وبلاگ قشنگی داری

چوپان

سلام. باط هم شرمنده کردید. تشکر از حضورتون.

هنرمند

ای دل، سر و کار با کریم است، مترس لطفش چو خداییش قدیم است، مترس از کرده و ناکرده و نیک و بد ما بی سود و زیان است، چه بیم است؟ مترس...